

اگه تنها بتونی درونم را ببینی
و کلماتی که در پشتش پنهان شدن
اگه تنها بتونی صدای قلبم را بشنوی
فقط برای یک بار
باور خواهی کرد
حتی وقتی چشمهایم را می بندم
صورت تو در نظرم میآید
چهره ای که برای خود ساخته ام
با این حال این بهترین چیزی است که دارم
اگه به تو برسم
برای اولین بار زندگی واقعی را به دست میآورم
گم شده ای هستم در جایی واقعی
در جاده قدم میزنم
در هیچ کجا...در ناکجا
هیچ گاه واقعا احساس آزادی نمی کنم
باور نمی کنم که اینجا همون جایی است که باید باشم
صدایم از عمق وجود بر می خیزد
هرگز عشقم را پنهان نخواهم کرد
مگر زمانی که مرا از خود برانی
آن زمان خواهم رفت
تنها چیزی که از من باقی می ماند
خاطره ای است از عاشقی رنجیده
مایوس شده و تنها
من را پیش خود بخوان
من را از دیدنت محروم نکن
نا امیدم نکن
فقط برای یک بار
اگه وجودم را ببینی
باور خواهی کرد
بعد از آنکه به سویت آمدم
می دانم از دیدنت چه حسی خواهم داشت
تنها آن زمان احساس آزادی می کنم
باور کن هیچ چیز بجز تو نمی خواهم
هیچ چیز
مرا از خود نران
اگه تنها بتونی درونم را ببینی
میبینی که بدون تو هیچم
قلب من با توست
چشم هایم تشنه نگاه تو
و روح من در آرزوی دیدار توست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ